برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
بیشتر امروز رو خوابیدم.چون دیروز مهمون داشتم از ظهر تا آخر شب.دو تا از دو ستای قجری با خانوادشون.
قبلا اینطوری نبودم ولی الان کم میارم بخصوص که قجری هم هیچ کمکی نمیکنه.
***
این روزا خیلی دلم تنگ پدر و مادرمِ
دلم میخواد برم خونشون .دلم تنگِ.دلم میخواد دست مادر رو روی موهام حس کنم.
اما نیست
فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه.من هیچوقت بچگی نکردم .
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
دوست ندارم از مشکلات کسی خوشحال بشم و نیستم
اما دنیا بلده کار خودشو انجام بده
درسته که زندگی من تباه شد
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
ای کاش همدیگرو با چادر و جامهر و ریش قضاوت نمیکردیم که وقتی گندی زدیم تیشه بزنیم به یه ذره اعتقاد مردم یه چیزی هست به اسم انسانیت
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
به تعداد آدمهای روی کره ی خاکی، تفاوت فکر و نگرش وجود دارد! پس این را بپذیر: کسی که تفکرش با تو متفاوت است، دشمنت نیست؛ انسان دیگریست.
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری
من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری